حمید روحی

گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم باید برم» برای تو فقط یه حرف ساده بود کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود

کارتون زیبای ناروتو کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

چگونه این سکوت سبز را باور نکنم
در حالی که همواره به یاد تواَم
در حالی که قطرات باران زشتی ها را می برد
در حالی که چشمان تو منتظر است
و نگاه من نگران!
ای کاش بودی...
ای کاش بودی امشب
و می دیدی که اشک های من فقط بخاطر تو می بارند
و می دیدی که پنجره ها هم عشق ما را باور دارند
و سبز می گردیم من و تو از بارش این اب مقدس
و تا عمق صدا می رویم
تو اینجایی ، تو اینجایی
من می دانم
روزی خواهد رسید
که با رویش جوانه از عمق زمان
ثانیه ها تکرار نخواهد شد
و روزی خواهد رسید
که دیگر دستهای ما تنها نخواهد بود
من می دانم....

+نوشته شده در 18 مرداد 1388ساعت11:54 PMتوسط حمید | نظرات (32)

نظرات (32)

دوست دارم برای بار دیگر از تو بنویسم

از تو که همه خوبی ها زیبایی ها مال توست


دلم از درد به آه آمده

ناله ها و گریه های پنهانی هم دیگر اثری ندارند

دیگر مرحمی برای تسکین دردهایم ندارم

تیرگی زندگی هر روز و هر روز بیشتر میشود

ساحل زندگیم مملو از امواج خشمگین گشته

چهره ها را از یاد برده ام

تنها دلخوشیم خاطره های تلخ و شیرین است

شاید اشتباه باشد ولی در انتظار مرگ نشسته ام

 ال میخواهم به تو بیاندیشم

میدانم مرا فراموش نکرده ای

 را که اینگونه هستم

بپذیر

پناهگاهی برای تنهایی هایم باش

سدی در مقابل غمهایم

موج شادی برایم باش

جان بی روح مرا جانی دوباره ده

میدانم که زندگی و مرگ از آن توست

به فریادم برس خداوندا

که اگر هم فنا شوم با یاد تو فنا شده باشم


+نوشته شده در 2 مرداد 1388ساعت1:51 PMتوسط حمید | نظرات (29)

نظرات (29)


صندلی که روزی من وتو روی آن بودیم دیگه خالی است


در انحنای تنهایی خویش ... بین ماندن و رفتن ... بین بودن و نبودن ... بین نیاز و استغنا ... بین خاموشی و فریاد ... رفتن را برمیگزینی !
حسی گنگ و نامفهوم با معنایی به وسعت اندوه.. تو را در بر می گیرد و بغضی خاموش گلویت را می فشارد..... میشکنی ... میشکنی.... و از مرور خاطره ها خیس میشوی !...
می دانی... در زیر لایه های سکوت و فراموشی... خواهی پوسید .... می دانی در زیر لایه های سکوت و فراموشی ...
خواهی پوسید... می دانی در چشم این.. رهگذران غریبه... مهجور خواهی ماند... آری خوب می دانی که از خستگی.. حرف های بر دل مانده.. مچاله خواهی شد ... ولی رفتن را بر می گزینی....
می دانی دوباره.... باید پشت این حصارهای تودرتو خالی... برای بودن تلاش کنی... و باز با این روزمرگی بیهوده بجنگی...... اما رفتن را بر می گزینی!
می روی و سکوت پیشه می کنی..... و آنقدر غرق در این سکوت می شوی.... که می خواهی سکوتت را فریاد کنی! .... با تمام وجودت فریادکنی! .... با تار و پودت!
پس دوباره باز میگردی .... ولی می دانی... آری خوب می دانی ...که سکوت را نمی توان فریاد زد....
و ای کاش کسی معنای.... این سکوت را می فهمید!...

+نوشته شده در 17 تیر 1388ساعت12:01 PMتوسط حمید | نظرات (42)

نظرات (42)

سلام دوستای گلم .  

 امیدوارم که حال همگی تون خوب باشه . 

از همگی تون ممنونم که منو تنها نمی ذارین  

و همیشه به یا دم هستین و با نظرای  

قشنگتون منو خوشحال می کنید . 

و از همگیتون تشکر میکنم به ویژه 

 از  آروین عزیز ودوست داشتنی و 

 هستی نازنین و بهاره  عزیز و آرزو جون 

 و مهدیس عزیزورهاجون ومنیژه دوست داشتنی 

 وندا عزیز و شیدا جون.و هانیه عزیزو 

مهرنازگل  و مارال نازنین والی جون.

من شاید این سری کمی دیرتر آپ کنم چون نزدیک امتحانات. 

ولی شما دوستای گلم بیایین و بهم سر بزنید.  

دوستتون دارم .نظر یادتون نره

این هم اپ جدیدم با کمک میثم عزیزم .امیدوارم خوشتون بیاد . 

 

سه ره پیداست، 

                نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر، 

                حدیثی که ش نمی خوانی بر آن دیگر. 

نخستین:   راه نوش و راحت و شادی  

                به ننگ آغشته،اما رو به شهر و باغ وآبادی  

دو دیگر:      راه نیمش ننگ،نیمش نام، 

                 اگر سر بر کنی غوغا ،وگر دم درکشی آرام 

سه دیگر:    راه بی برگشت، بی فرجام.

                                                                      

                                         من اینجا بس دلم تنگ است، 

                                         وهر سازی که می بینم بد آهنگ است. 

                                         بیا ره توشه برداریم، 

                                        قدم در راه بی برگشت بگذاریم  

                                   ببینیم آسمان هر کجا،آیا همین رنگ است؟ 

                                            

+نوشته شده در 15 خرداد 1388ساعت3:47 PMتوسط حمید | نظرات (140)

نظرات (140)